تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ویتنامی در ایران

























یادداشت های یک دختر ویتنامی در ایران

...

با سلام، 

خیلی وقته که مطلب جدید را ننویستم، بعضی اوقات به خاطره اینکه سرم شلوغ بود، بعضی بخاطره اینکه دستم فکرم را هدایت نمی کند. در این روزها مشغول کار تدریس هستم. کلاس های زبان فارسی و هم چنین کلاس برای گروه هند شناسی وقتم تنگ می کند اما خیلی خوشحال هستم چون دانشجویان خوبی دارم و در واقع در کنار آنها فرصت برای برگشتن به زیبا ترین دوره در زندگی آدم را بهم داد. درس خوانی، شیطانی و بعضی اوقات زیرکی همه و همه... 

امیدوارم همه دوستان عزیز من در ایران همیشه خوشبخت و سلامت باشید. 

آرزو می کنم هم کلاسیهای من در گروه تاریخ دانشگاه الزهرا به زودی کارهای خوب پیدا می کنند و شوهرهای مهربان داشته باشند.


| دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 | 18:25 | فام تی چان هوئن| |

امروز عید نوروز است و یادم به این موقع سال قبل و سه سال قبلش، دلم گرفت. واقعاً وقزود می گذارد. به همه اساتید و دوستان در ایران تبریک می گویم و دعای سلامت و توفیق برای همه تون دارم. حتماً  در سال جدید احبار خوب از شما بیشتر بشنوم. 

عید تون مبارک!

| سه شنبه یکم فروردین 1391 | 17:32 | فام تی چان هوئن| |

سال نو قمری به همگی تبری تبریک می گویم. در این روز ها ۱/۴ جمعیت جهان عید نو روز خود را طی می کنند. در کشورها مانند چین، ویتنام، کره... مردم مهمترین عید شان را برگذار می کنند. نام امسال اژدها است، نماد پیشرفت و قدرت. عید نوروز در همه جا فرصت برای دور هم شدن و هم چنین به هم دیگر فکر کردن است. برای آنهای که در کنار خانواده شان در این موقع خوشحال و خوشبخت هستند، برای آنهای که بعد از یک مدت بو و رنگ این موقع را دوباره حس می کنند، بیشتر... و برای آنهای که نمی تونند در خانه باشند  حتماً کمی احساس غمگین می شوند اما دعا برای همگی همیشه در راه خود موفق باشند و هر فرصت در کنار خانواده خود باشند و از هم دیگر دلداگی بگیرند.

 

| دوشنبه سوم بهمن 1390 | 9:21 | فام تی چان هوئن| |

این چند روزها استرس شدیدی داشتم هم بخاطر اتفاقی که چند روز قبل برای من افتاد و هم بخاطر اوضاع ناراحت کننده در ایران که در روزنامه ها می بینم. فقط خدا می دونه چه اتفاق می افتد ولی هر چیز باشد جنگ نباشد. گناه دارند مردم ایران. اصلاْ جنگ برای هیچ کی خوب نیست حتی اونای که از این اوضاع سود می برن. همه چیز بازی است و در این بازی خطرناک فقط مردم عادی رنج می کشند.

دوستان عزیز دعا کنید که وضع از این بد تر نشه! 

| جمعه بیست و سوم دی 1390 | 19:9 | فام تی چان هوئن| |

خیلی وقت ها دوست دارم بنویسم اما دستم و فکرم من را هدایت نمی کند. این روزها حالم اصلاً خوب نیست هر چند عید ما نزدیک شد. 

| جمعه بیست و سوم دی 1390 | 6:55 | فام تی چان هوئن| |

نرخ دلار بر ریال در ایران در این روزا خیلی بالا گرفت. علت مهم نیست تاثیرات آن بر مردم مهم تر است. یادم هست که چند وقت قبل بعضی ها با صدا بلند گفت دلار بر ایران تاثیر ندارد و تلاش کی کنند تا ریال واحد پول تجاری قوی در جامعه بین المللی باشد... چی گفتند و چی شد؟ 

گفتن کی مانند انجام دادن !  

| چهارشنبه چهاردهم دی 1390 | 11:51 | فام تی چان هوئن| |

هوای ویتنام این روزا خیلی سرد شد و کم کم نزدیک به عید نوروز سنتی مان شدیم. مانند عید نوروز در ایران در این موقع ما هم جشن می گیریم و این را به عنوان فرصتی برای گرد هم آمدن حساب می کنیم. از اینکه بعد از ۴ سال امسال در کنار خانواده ام عید نوروز هستم خیلی خوشحالم و بزرگ ترین آرزوی من در این موقع سلامتی عزیزان و دوستان خوب من می باشد و در  عین حال امیدوارم در سال جدید بتوانم خودم را اصلاح کنم و کارم رو به راه بشود تا خیال  والدینم راحت بشه. خدای بزرگ بهم کمک کیند! 

| چهارشنبه هفتم دی 1390 | 17:48 | فام تی چان هوئن| |

پنج هفته پشت سرهم می رفتم خانه در آخر هفته. اتفاقات زیادی در این مدت آفتاد که بهانه شد برای رفتن من به خانه هم خوشحال کننده و ناراحت کننده اما بیشتر از همه احساس در کنار خانواده واقعاً خیلی عالی است. بیشتر از هر وقت دیگر دوست داشتن و پشتیبانی را که خانواده برای من قایلند،با وجودم حس می کنم. من همیشه می دانم که خوش شانسم که خانواده عالی دارم ولی در عین حال احساس بدی دارم از خودم...باید بیشتر تلاش کنم تا آینده معلوم تر داشته باشم...

 

 

     

| شنبه سوم دی 1390 | 16:57 | فام تی چان هوئن| |

دیروز برای اولین بار ویتنامی های که در ایران اقامت داشتیم دور هم جمع شدیم. این به لطف آقایان در شرکت نفت ویتنام بود بخصوص برادر بزرگ قانگ:-). امیدوارم روزی تعداد ما بیشتر شود و وضعیت کاری و زندگی مان بخصوص دانشجویان بهتر شود! 
| سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 | 6:50 | فام تی چان هوئن| |

امروز دوستان دوزه دانشگاهی را دیدم و واقعاْ خوشحال شدم. در این روزهای سخت خنده های دوستان و دانشجویان یا بهتر بگم خواهران و برادران کوچک به من نیرو می دهد. چند روز پیش روز معلم در ویتنام بود و این دوستان عزیز یک جشن پر خاطره برای من فراهم کردند و واقعاً این احساسات بچه ها من را به ادامه دادن کارم تشویق می کند.امیدوارم در آینده این بچه ها موفق بشوند و به پیشرفته کشورمان کمک کنند.  
| جمعه چهارم آذر 1390 | 19:56 | فام تی چان هوئن| |

Design By : shotSkin.com